
| |
||
بخت, یاروسازهای عاشقان همواره کوک! سال برکت,سال شادی,سال خوک!!
سلام دوستای خوب و مهربونم... سال 1386وپیشاپیش به همه تون تبریک میگم واز خدای مهربون میخوام که همه تون توی سال جدید سالم وسرحال باشین وبه آرزوهای قشنگتون برسین. مهم نیست که تا الان چقدر سختی کشیدی,مهم نیست چه کارایی باید انجام میدادی و ندادی و یا برعکس مهم نیست چه کارایی نباید انجام میدادی و به اشتباه سراغشون رفتی!هرچی اومده و رفته همه مربوط به زمستانه وبابهار جدید,درست در لحظه ی سال تحویل باید دست از سرمای زمستانی زندگی برداری و خودت وبه بهاربسپاری تا قلب و دیده ی توبه روشنایی ومحبت خالق هستی تازه بشه وحال تو به بهترین حال برگردونده بشه: یا مقلب القلوب والابصار یامدبراللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال حالا بیاین همه با اومدن سال نوفکر کنیم که از نو متولد شدیم و نگران هیچی نباشیم,اگه بعضی چیزا رونداریم یا امیدی به داشتن اونا تو آینده هم نیست,عیبی نداره,مهم اینه که مافرصت دیدن یه بهارجدید دیگه رو داریم واین یعنی اینکه خالق هستی یه بهاردیگه روبه ما هدیه داده تادوباره به پاکی و معصومیت آغازین خودمون برگردیم.پس بیاین از این فرصت جدیداستفاده کنیم ودرآغاز بهار, زمستان وهمه ی سردی هاش وفراموش کنیم پس: دیگر نگران زمستان نباش؛ بهار که می آید،زمستان چاره ای جز رفتن ندارد...
آموخته ام که ... آموخته ام ،اگر زندگی راسخت بگیرم سخت میگذرد آموخته ام،هیچ اتفاقی بدون دلیل رخ نمیدهد آموخته ام،فیلم هایی راکه جایزه دریافت کرده اندحتمآببینم آموخته ام،یک درصدامیدکمی است ولی صفرنیست، پس همیشه امیدی هست. آموخته ام،هدیه های بی مناسبت بیش از هدیه های تولد افراد را خوشحال میکند. آموخته ام،از زیبایی کودکان نزد مادرشان تعریف کنم؛ و...
|
||
| لینک | ||
| |
||
|
خيلي جالبه :از سوسک مي ترسيم...از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم ازعنکبوت ميترسيم...از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم...از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از سرما خوردگي ميترسيم...از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم...از شکستن دل ادما نميترسيم از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم...از خيانت به ديگران نميترسيم!
گاهي وقتها چقدر ساده عروسک مي شويم نه لبخندمي زنيم نه شکايت می کنیم فقط احمقانه سکوت مي کنيم گاهي شكستن دلي كمتر از آدم كشي نيست... |
||
| لینک | ||
| |
||
|
این روزها آدم ها سرشان شلوغ است.کسی حوصله خدا را ندارد کسی حال او را نمی پرسد.کسی برایش نامه نمی نویسد.اما تو این کار را بکن.تو حالش را بپرس.تو چیزی برایش بنویس. ساعت هایت را با او قسمت کن,ثانیه هایت را هم... از یک جایی شروع کن.تو هم یک جوری سرصحبت راباخداواکن. یک کم از خودت بگو.درست است که خدا تو را خوب می شناسد, اما عیبی ندارد خودت را به او معرفی کنی: خدایا! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم, همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد می آید سراغت, من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کندوچشمهایش را می بنددومی گوید:)(من این حرفها سرم نمی شود باید دعایم را مستجاب کنی))همانی که گاهی لج می کندوگاهی خودش را برایت لوس می کند,همانی که نمازهایش یک در میان قضا می شودوکلی روزه ی نگرفته دارد,همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف می زندوگاهی بدجنس می شود.البته گاهی هم خودخواه,گاهی هم دروغگو....حالا یادت آمد من کی هستم؟! ((خدایا!ممنون که اجازه دادی با تو دوست باشم.)) |
||
| لینک | ||