
| |
||
|
می گویند شیشه ها احساس ندارند اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم: دوستت دارم...آرام گریست...! نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگزپاره نشود...برچه گلی بنویسم که هرگز پرپرنشود... بر چه آبی بنویسم که هرگز گل الود نشود...وسرانجام بر چه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود...! |
||
| لینک | ||
| |
||
|
ازخودم مي نويسم من غريبه ي ديروز و فراموش شده ي فردايم پس در آشنايي امروز مي نويسم تا درفراموشي فردا يادم كني.... آري... ديروز جز خاطره اي بيش نيست وفردا فقط يك روياست اگرامروز را خوب زندگي كني تمام ديروزهايت به خاطره خوش وتمام فرداهايت به روياي اميد تبديل خواهد شد. امروز راخوب درياب... .::. امروز سرآغاز طلوع است.::. |
||
| لینک | ||